بابا صفرى

319

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

چند تذكار ديگر از طرف مؤلف : ما هم هيچيك از دو نقدنويس محترم را نمىشناسيم : نه آقاى به‌آذين را ديده‌ايم و نه افتخار آشنائى با آقاى موسوى گرمارودى داريم ولى نوشتهء هردو را اندكى تند و كوبنده يافته‌ايم با اين تفاوت كه نوشته‌هاى اولى هم تأسفا از دقت لازم براى نقد بهرهء كمترى دارد . اگر براى نوشتن مطلبى يك مقدار دقت لازم باشد براى نقد آن دهها برابر آن دقت لازم است و آن نوشته‌ها مع الاسف در عكس اينجهت به نظر ميرسد و علاوه بر نكاتى كه آقاى موسوى گرمارودى ذكر كرده‌اند نسبتهاى ناروائى در نقد ايشان دربارهء تاريخ و كتاب و مؤلف آن به چشم مىخورد كه ما با آنكه در زيرنويس صفحات برخى از آنها را يادآور شده‌ايم براى رفع شبهه به چند مورد ديگر نيز در اينجا اشاره مينمائيم : 1 - در جلد اول كتاب ، قتل حاج بابا خان در شعبان 1340 ( فروردين 1301 خورشيدى ) يعنى سيزده سال بعد از استقرار مشروطيت ايران عنوان شده و سبب آن نيز مخالفت و عداوت امير السلطنه حاكم اردبيل با وى ذكر گرديده است . همچنين كشته شدن امين العلماء در رمضان سال 1345 قمرى ، يعنى تقريبا هيجده سال بعد از رفتن محمد عليشاه ، از ايران ، و علت آن انتساب وى به بابيگرى قلمداد شده است . آقاى به‌آذين در جملهء دوم نقدش بناروا چنين استنتاج كرده است « . . . در موقعى كه در بيشتر شهرهاى آذربايجان جنبش آزاديخواهى پديدار ميگشت در شهر اردبيل بهوادارى از مشروطه و آزادانديشى مردانى چون ملا امامويردى و آخوندوف و حاج بابا و امين العلماء بقتل رسيدند » ! . . . 2 - آقاى به‌آذين در استنتاج خود از كتاب بقاطعيت مينويسد كه آقا ميرزا على اكبر « حكم بقتل امين العلماء ميدهد » . اگر اين نوشته نتيجهء تحقيق و نظر خود ايشان باشد امرى است عليحده . ولى چون آن را ، در موردى كه استنتاجات خود را از كتاب « اردبيل در گذرگاه تاريخ » ذكر كرده‌اند ، عنوان نموده‌اند لذا بايد يادآور شد كه ما در كتاب چنين مطلبى ننوشته‌ايم بلكه گفته‌ايم كه قاتل امين العلماء در استنطاق گفت « من مقلد آقا ميرزا على اكبر هستم و چون رأى او چنين بود بدين كار مبادرت كردم ولى آقا ميرزا على اكبر موضوع را تكذيب كرد » . 3 - ما در صفحهء 364 كتاب نوشته‌ايم كه « به حكم وظيفهء اخلاقى بروان مرحوم